علی صبوحی طسوجی

درسگفتارهای تدبر در قرآن کریم

درسگفتارهای تدبر در قرآن کریم ، برگردان ویراسته‌ای از ارائه‌های تدبری سوره‌های قرآن کریم توسط حجت الاسلام علی صبوحی است که به‌صورت الکترونیکی منتشر می‌شود. با خواندن این درسگفتارها، با متنی بسیار روان که ناشی از کتابت یک گفتار است، مواجه خواهید بود و به سهولت و به‌دور از مشکلاتی که در مطالعه‌ی کتب علمی و مرجع که تابه‌حال در زمینه‌ی تدبر در سوره‌های مبارک قرآن کریم تدوین شده است، مفاهیم ناشی از تدبر سوره‌های قرآن را می‌یابد. به همین‌خاطر، مجموعه‌ی درس‌گفتارها می‌تواند در کنار کتب علمی که تاکنون در تدبر سوره‌های مبارک قرآن کریم توسط مؤسسه‌ی تدبر در کلام وحی در این زمینه تدوین شده است، مورد استفاده قرار گیرد و محتوای تدبری را در جامعه‌ی هدف گسترده‌تری تأمین نماید.

این درسگفتارها به‌تدریج در حال آماده‌سازی است و به محض انتشار، ان‌شاءالله اطلاع‌رسانی انجام خواهد گرفت.

درسگفتارهای تدبر در قرآن کریم که تا کنون منتشر شده، به شرح زیر است:

  • درسگفتار تثبیت فرهنگ جهاد علیه کافران (تدبر در سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و آله و سلّم)
  • درسگفتار ولایت‌پذیری در مسیر جهاد علیه کافران (تدبر در سوره مبارکه فتح)
  • درسگفتار تثبیت نظام ولایی (تدبر در سوره مبارکه حجرات)
  • درسگفتار چگونه خداوند، منکران قیامت را هدایت می‌کند؟ (تدبر در سوره مبارکه واقعه)
  • درسگفتار انفاق مال و جان، شاهراه گسترش عدالت در جامعه (تدبر در سوره مبارکه حدید)

معرفی درسگفتارهای تدبر در قرآن کریم

درسگفتار تثبیت فرهنگ جهاد علیه کافران

تدبر در سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و آله و سلّم

محتوای این کتاب حاصل پنج جلسه سخنرانی است که در پاییز سال 1393 در هیأت قرآن و عترت ایراد شده‌اند.

اشاره

سوره‌ی محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم)، ما را به یک فضای اجتماعی، سیاسی، نظامی و حماسی وارد می‌کند؛ فرمان جهاد علیه کافرانی که مانع راه خدا می‌شوند، صادر می‌شود، سنت الهیِ «بی‌نتیجه بودن اعمـال کافران و به‌ثمر رسیدن اعمال مؤمنان» بیان می‌شود، و آنگاه خداوند به مؤمنان در جهت پایمردی در میدان جنگ، قوت‌قلب می‌دهد. در این میان، جـریانی در درون جامعه‌ی اسلامی، می‌کوشد تا این فرمان واضح و روشن را مبهم، غیرکارشناسانه و غیرمنطقی جلوه دهد. سوره، با این جریان حرف‌هایی دارد...

بخشی از متن کتاب

«آیات 16 تا 19 از جریانی سخن می‌گوید که تلاش می‌کنند این دستور را از مسیر خود خارج کنند و مانع تحقق عملیاتی شدن این دستور شوند. این جریان، متشکل از افراد از درون جامعه‌ی اسلامی است نه از بیرون آن؛ عده‌ای مسلمان‌نما که تلاش می‌کنند جهادِ مورد نظر قرآن، محقق نشود. این افراد در این بخش معرفی می‌شوند و راهبرد آن‌ها هم مطرح می‌شود.

در ادامه، خداوند در آیات 20 تا 28 برای نجات جامعه‌ی ایمانی از آسیب دیدن توسط این جریان، شروع به معرفی بیشتر این جریان و یادآوری گذشته‌ی آن‌ها می‌کند؛ که این‌ها در گذشته چطور طالب راهبرد جهاد بودند و امروز چطور میدان را خالی کرده‌اند! دلیل اصلی میدان خالی کردن آن‌ها چیست؟ همین‌هایی که دیروز طالب جهاد برای فتح کل دنیا برای کلمه‌ی «توحید» بودند، امروز علاقه‌مند به نشستن سر جای خود و قانع شدن به منافع مادی‌شان هستند. این سوره، آن‌ها را «مرتد» معرفی می‌کند. البته نه مرتد اصطلاحی (که مستحق اعدام است)؛ بلکه به معنای برگشتگان و روی‌برگرداندگان از دستور جهاد. این سوره این افراد را این‌گونه معرفی می‌کند و برای آرام نگه داشتن جامعه‌ی ایمانی، از پشت پرده‌ی معاهدات آن‌ها با کفار، پرده برمی‌دارد و افشاگری می‌کند و این جریان را مورد هجمه قرار می‌دهد.»

درسگفتار ولایت‌پذیری در مسیر جهاد علیه کافران

تدبر در سوره مبارکه فتح

محتوای این کتاب حاصل چهار جلسه سخنرانی است که در تابستان سال 1394 در هیئت قرآن و عترت در تهران ایراد شده است.

اشاره

سوره‌ای در جهت صدور فرمان جهاد، نازل شده بود. این سوره، دستور لازم و مبنای آن را بیان کرد و موانع اجرای آن را توضیح داد. همچنین جریان مخالف آن فرمان را که در میان جامعه‌ی اسلامی حضور داشت، معرفی کرد و پاسخ آن‌ها را داد؛ و تمام آنچه را برای بسیج کردن یک جبهه‌ی واحد به رهبری رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم لازم بود، مهیّا کرد. لشکر مؤمنان در پی رسول خدا به راه افتاد و در آستانه‌ی ورود به مکه، منتظر صدور فرمان حمله ماند. همه‌ی شرایط گواهی می‌داد که در صورت آغاز جنگ، مشرکان، که بسیار منفعل شده بودند، قطعاً نابود خواهند شد و پیروزی، قطعی است. اما ناگهان پیامبر فرمود که نمی‌جنگیم!

بخشی از متن کتاب

«اسلام به‌دنبال کشورگشایی به‌نفع یک فرد، یک جریان یا یک گروه و آن هم بی‌رحمانه و بدون لحاظ مصالح دینی و ایمانی نیست؛ نمونه‌اش در همین‌جا؛ اگر چنین چیزی بود، خدا لشکر خود را در اوج اقتدار و قطعیت پیروزی، مجبور به صلح نمی‌کرد. پس معلوم است آنچه برای اسلام اهمیت دارد، گرایش مردم در سراسر زمین به هدایت و دین حق «بِالهُدَى وَدِینِ الحَقِّ» است. کشورگشایی اسلام، کشورگشایی برای بسط هدایت و توسعه‌ی حق و اعتلای کلمه‌ی حق است؛ اما کشورگشایی‌های دیگر چه؟ آیا «بِالحَقِّ» است؟ آیا «بِالهُدَى» است؟ یا بر اساس این است که یک کسی احساس می‌کند که باید برای همه‌ی زمین حکومت کند؟ آن‌ کس آیا حق حاکمیت دارد؟

در اسلام، حاکمیت اللّه بر زمین، مورد نظر است. خدا می‌خواهد، انسان‌ها با اختیار خودشان زمین را در حاکمیت اللّه قرار بدهند. آن‌هایی که به خدا ایمان دارند، باید برای او با آن‌هایی که ایمان ندارند و حاضر نیستند بپذیرند، بجنگند.»

درسگفتار تثبیت نظام ولایی

تدبر در سوره مبارکه حجرات

محتوای این کتاب حاصل چهار جلسه سخنرانی است که در تابستان و پاییز سال 1392 در هیئت قرآن و عترت در تهران ایراد شده است.

اشاره

سورۀ مبارکۀ حجرات با یک بحران در جامعۀ اسلامی مقابله می‌کند. بحرانی که نوعاً جامعۀ اسلامی در معرض گرفتاری به آن هست. این بحران سه ضلع دارد: خود را جلوتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم انداختن، شکل‌ گیری رهبری موازی در جامعه، باز شدن زبان آن‌هایی که تا به‌ حال جرأت اظهار نظر و ادعا کردن را نداشته‌اند، بر اثر متزلزل شدن انسجام جامعه. سورۀ مبارکۀ حجرات با سه قدم اصلاحی، برای هر سه ضلع این بحران، نسخه‌ای ارائه می‌کند. این سوره، سوره‌ی تثبیت نظام ولایی است و در مقابل بحران نظام ولایی در جامعه‌ی اسلامی قرار دارد.

بخشی از متن کتاب

«به‌‌طورکلی هرکس که هم‌‌عرض پیامبر خداوند (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) ایستاد و شما را دعوت کرد، فاسق است. نباید این سؤال برای ما پیش بیاید که «اگر فاسق نبود، چه کنیم؟» مگر می‌شود کسی در عرض پیامبر خداوند (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) حرف بزند و فاسق نباشد؟ اصلاً فاسق بودن او به این دلیل است که حکمی ‌خلاف حکم رسول داده است و می‌خواهد خلاف نظر رسول اجرای حکم کند و مردم را خلاف نظر ایشان با خودش همراه کرده است و مردم از پیامبر توقع پیدا کردند که نظر آن فرد و طرفداران او را تأیید کند و از آن‌ها تبعیت کند. ما باید فریب رهبری‌های موازی را نخوریم.

البته در کنار این موضوع، این را هم مطرح می‌کند که این رهبری‌های موازی در بستر بداخلاقی‌های اجتماعی شما شکل می‌گیرد. باید این بداخلاقی‌های اجتماعی مانند تمسخر، بدگویی، لقب حاکی از فسق به یکدیگر دادن، تجسس، غیبت و سوءظن را اصلاح و برطرف کنید. برتری فقط به تقواست.»

درسگفتار چگونه خداوند، منکران قیامت را هدایت می‌کند؟

تدبر در سوره مبارکه واقعه

محتوای این کتاب حاصل چهار جلسه سخنرانی است که در سال 1393 در هیئت قرآن و عترت در تهران ایراد شده است.

اشاره

حضرت سلیمان علیه‌السلام مگر ثروت ندارد؟ مگر غرق در نعمات الهی نیست؟ هست؛ امّا کارش به پیمان‌شکنی با خدا نمی‌کشد. چرا؟ چون حواسش به قیامت هست. می‌فرماید: «قالَ هذا مِن فَضلِ رَبِّی لِیَبلُوَنی‏ اَ اَشكُرُ اَم اَكفرٌ (نمل: 40)؛ اگر خدا به من نعمت داده، می‌خواهد مرا امتحان کند که آیا شکرگزار هستم یا ناسپاسی می‌کنم.» این «شکر» را به خاطر بسپارید...
موضوع سوره‌ی واقعه چیزی است که جامعه با آن بسیار سروکار دارد. فضایی را که این سوره نشانه گرفته است، فضای «مُترَفین» است؛ یعنی کسانی که خدا بر سر و روی آن‌ها نعمات را ریخته و آن‌ها را با آن امتحان می‌کند، ولی آن‌ها ناسپاسی می‌کنند.

بخشی از متن کتاب

«خدا در مورد بهشتیان؛ اعم از مقربان و اصحاب‌الیمین، می‌فرماید: امروز روز غوطه زدن آن‌ها در نعمات است، ولی این‌ها (اصحاب الشمال) دیروز در نعمات غوطه‌ور بودند و نوبتشان گذشت و بلیتشان سوخت. «کانُوا قَبلَ ذلِکَ مُترَفِینَ»؛ لذت‌هایشان را بردند، آسایش‌هایشان را تجربه کردند، دیگر بس است. گفته بودیم انتخاب کنید: یا دندان روی جگر طمع دنیایتان بگذرید و محدودیت خدا را قبول کنید و غافلانه با خدا پیمان‌شکنی نکنید. آن هم چه خدای مهربانی؛ نگفته است که در دنیا لباس مندرس بپوشید، آب داغ بخورید، ازدواج نکنید و خوش نباشید، نه؛ بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید. اسراف یعنی به خودتان ظلم نکنید، پیمان‌شکنی نکنید، گناه نکنید، نفس اماره را بر خدا ترجیح ندهید، شیطان را بر خدا ترجیح ندهید. این‌ها را از شما می‌خواهیم. نخواسته‌ایم که بروید در جای ناگواری زندگی کنید و هیچ‌وقت هم خوش نباشید؛ چقدر خدا دنیا را طوری قرار داده که انسان به نحو حلال از آن بهره برد؛ لذت‌های اعلی. امّا «اِنَّهُم کانُوا قَبلَ ذلِکَ مُترَفِینَ»؛ آن‌ها قبل از این‌که گرفتار این وضعیت از شرایط زندگی بشوند، فرصت دنیا را غنیمت شمرده‌اند و در نعمت غوطه خورده‌اند و پیمان‌شکنی کرده‌اند.»

درسگفتار انفاق مال و جان، شاهراه گسترش عدالت در جامعه

تدبر در سوره مبارکه حدید

محتوای این کتاب حاصل چهار جلسه سخنرانی است که در در زمستان سال 1392 در هیئت قرآن و عترت علیهم السلام در تهران ایراد شده است.

اشاره

اگر بخواهیم سوره‌ی حدید را معیار سنجش ایمان خود قرار دهیم، بسیاری از ما مؤمن محسوب نمی‌شویم! سطح این سوره بسیار بالاست؛ البته نه آن طور که بگوییم هیچ بشری نمی‌تواند مؤمن شود؛ بلکه ماییم که با «ایمان» در سطوح بسیار پایینی برخورد کرده‌ایم. سوره‌ی حدید شاخص یک دین معیار است و این شاخص برای ما یک الگوی عالی محسوب می‌شود و تا این چشم‌انداز برای ما محقق نشود، ادعای منتظر امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- بودن، یک ادعای واقعا گزاف است.

بخشی از متن کتاب

«پیغمبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلّم- از شما میثاق گرفته؛ یعنی تعهد گرفته که اگر مسلمان هستی، هر وقت دعوتت کردم که مال و جانت را کف دستت بگیری و به صحنه بیایی، باید لبیک بگویی. هر وقت گفتم «هل مِن ناصر؟» باید بگویی لبیک. هر وقت گفتم «هل مِن مُعین؟» باید بگویی لبیک. در این که بگویی من مؤمن به خدا هستم، مؤمن به پیغمبر هستم، نمازهایم را هم از این به بعد خوب می‌خوانم، روزه‌هایم را هم خوب می‌گیرم، حرفی نیست؛ اما ایمان، ایمان نیست مگر این که وقتی پیغمبر دعوتت کرد، اجابت کنی و بایستی. مگر نمی‌گویید مؤمن هستید؟ اگر مؤمن هستید، مگر با پیغمبر تعهد ندارید که دعوتش را اجابت کنید؟ پس شما را چه می‌شود که وقتی دعوتتان می‌کند، اجابتش نمی‌کنید؟

در واقع وقتی دعوت پیغمبر را به «هل من ناصر»، به «هل من معین»، به انفاق، اجابت نمی‌کنید، در حقیقت دعوت پیغمبر را به ایمان اجابت نکرده‌اید. در حقیقت ایمان به اللّه نداشتید. اگر ایمان به اللّه داشتید، چه جای توقف بود؟ لذا می‌گوید خدا بر بنده‌اش آیات روشن فرستاده که شما را از ظلمات خارج کند؛ یعنی شما جز به‌ وسیله‌ی انفاق از ظلمات بیرون نمی‌آیید و به نور نمی‌رسید. ایمان؛ یعنی انفاق.»

پیوند کوتاه:

چگونه در قرآن کریم تدبر کنم؟