وبگاه رسمی حجة الاسلام علی صبوحی
نقش مدیریت سؤال در نظم بخشیدن به مطالعات علمی

نقش مدیریت سؤال در نظم بخشیدن به مطالعات علمی

نقش مدیریت سؤال در نظم بخشیدن به مطالعات علمی چیست؟ من همیشه روشم در نظام مطالعاتی خودم این است: سؤالاتم را طبقه‌بندی و کنجکاوی خودم را مهار می‌کنم. انسان اگر بخواهد ذهنش را آزاد بگذارد و بپرسد، ذهن به هر جا می‌رود و مدیریت نمی‌شود و اطلاعاتِ جسته‌وگریخته وارد آن می‌شود. باید مطالعات ما طبقه‌بندی باشد.

یک دفتر برای سؤالات خود داشته باشید و وقتی سؤال به ذهنتان می‌رسد، آن را بنویسید و کناری بگذارید؛ به وقتش خواهید دید که پاسخ آن سؤال را گرفته‌اید. لزومی ندارد در هر بحثی تمام سؤالاتی را که به ذهنتان می‌رسد، در همان‌جا به جواب برسانید؛ بسیاری از پاسخ‌ها مربوط به همان‌جا نیست؛ بلکه باید اجازه بدهیم که قطعات پازل به‌تدریج در جای خودشان قرار بگیرند. به ‌این می‌گویند مدیریت سؤال؛ سؤال را باید مدیریت کرد.

فرض کنید من در کلاس بخواهم یک قاعدۀ اصولی را توضیح بدهم: یکی از مباحث علم اصول، این است که آیا «وصف»، مفهوم دارد یا خیر. یعنی وقتی کسی می‌گوید: «اَکرِمِ العُلَمَاءَ اتقِیَاء» (عالم‌های باتقوا را اکرام کن)، آیا این صفت «باتقوا» مفهوم دارد؟ اگر مفهوم داشته باشد، مفهومش چیست؟ آیا یعنی عالم بی‌تقوا را اکرام نکن؟ این یک سؤال به‌جا است؛ اما یک نفر می‌پرسد: «چرا نباید عالم بی‌تقوا را اکرام کنیم؟ چرا اصلاً کسی باید بگوید عالم بی‌تقوا را نباید اکرام کرد؟ بالأخره عالم که هست، انسان که هست، فردا اگر در جامعه علمای بی‌تقوا مورد بی‌احترامی قرار بگیرند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود؛ دیگر کسی به باتقواها هم احترام نمی‌گذارد، به نظر من اتفاقاً باید عالم بی‌تقوا را هم اکرام کرد.» این سؤال، بی‌جاست؛ زیرا من داشتم راجع‌به مفهوم وصف صحبت می‌کردم و آن، یک مثال بود.

لذا در مواقعی سؤالات ما جنسشان این‌طور است؛ یعنی ذهنمان را آزاد می‌گذاریم تا هر چه به آن می‌رسد، بپرسد. این کار درستی نیست.

خاصیت ذهن این است، به‌ این می‌گویند «ذهن جوّال»؛ یعنی جولان کننده، به این‌طرف و آن‌طرف می‌پرد، سَئول است و می‌خواهد همۀ مسائل را حل کند. این جوالیّت خوب است، برکت و فضیلت و لطف خداست که به کسی عطا می‌کند؛ اما مدیریت می‌خواهد. اگر کسی نتواند ذهن جوّال را مدیریت کند، تقریباً هیچ‌وقت در هیچ علمی به استقرار نمی‌رسد؛ هیچ‌وقت قطعات پازل کنار هم قرار نمی‌گیرد و یک آشفتگی در ذهن حاکم می‌شود؛ همه‌چیز به هم ربط پیدا می‌کند و هیچ‌چیز به هم ربط پیدا نمی‌کند! همه‌چیز را می‌داند و هیچ‌چیزی را نمی‌داند! باعث احساس سردرگمی در انسان می‌شود و خود شخص را آزار می‌دهد.

 لذا من نمی‌گویم سؤال نپرسید؛ اما دقت کنید سؤالی را که می‌خواهید بپرسید، جایش کجاست. آیا الآن باید به ‌این سؤال پاسخ داد؟ یا می‌شود در مدل و قالب دیگری، به آن پاسخ داد؟ بنابراین به این باید دقت کنید.

علی صبوحی طسوجی
۲۸ آذر ۱۳۹۸
جلسۀ پرسش و پاسخ سورۀ مبارکۀ بقره (فسطاط القرآن)

دسته‌بندی: دیدگاه ها
برچسب: ،،،
ارسال برای دیگران
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این زمینه را پر کنید
این زمینه را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست